مشایخی: برای اداره کشور، به مدیران برنامه‌ریز نیاز داشتیم

مشایخی: برای اداره کشور، به مدیران برنامه‌ریز نیاز داشتیم

علینقی مشایخی در بخش دوم گفتگو از التهابات پس از انقلاب، سرنوشت نخستین برنامه توسعه، پاسخگویی در حوزه علمیه قم و چرایی تأسیس رشته‌های مدیریت و اقتصاد می‌گوید.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: تحولات مدیریتی و اجرایی ایران در سال‌های نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عرصه‌ای پرفرازونشیب از آزمون و خطا، تقابل دیدگاه‌ها و تلاش نخبگان دانشگاهی برای سامان‌بخشی به ساختار اجرایی کشور بود. علینقی مشایخی، دانش‌آموخته دانشگاه «ام‌آی‌تی» (MIT) و از چهره‌های شاخص مدیریت سیستمی در ایران، در این بخش از گفت‌وگو به روزهای پرالتهاب بازگشت به وطن در پاییز ۱۳۵۷ و چالش‌های مدیریتی آن دوران می‌پردازد و از دعوت سازمان برنامه و بودجه در سال ۱۳۶۰، تشکیل «کمیته‌های ده‌گانه» و معماری نخستین برنامه پنج‌ساله توسعه کشور می‌گوید؛ روایتی دست‌اول از روزهایی که دفاع از نظام برنامه‌ریزی پایِ او و همکارانش را به جلسات مباحثه با علمای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم کشاند و در نهایت، فقر کارشناسی در بدنه مدیریتی کشور، او را به طراحی و تأسیس دوره‌ای نوآورانه برای پیوند هوش مهندسی با علوم انسانی و اقتصادی سوق داد.

* فعالیت‌های اجرایی شما پس از انقلاب در اصفهان چگونه آغاز شد؟

پس از بازگشت به دانشگاه صنعتی اصفهان، مدتی را در کمیته‌های دانشگاهی فعال بودم. در سال 1358 استانداری اصفهان از من خواست که مرکز گسترش خدمات تولیدی و عمرانی استان اصفهان را ایجاد کنم. تاسیس آن مرکز در سال 1358 و نظام‌دهی به آن برای تشکیل و راه‌اندازی شرکت‌های تعاونی در حوزه‌های تولیدی، عمرانی و خدماتی اولین فعالیت اجرائی من بود. همچنین در سال 1358 آقای نعمت‌زاده که وزیر صنایع بود و از طریق یکی از مشاورانش شناتی از من پیدا کرده بود از من خواست عضو و رئیس هیئت مدیره سیمان سپاهان شودم و در راه‌اندزی آن که پروژه نیمه تمامی بود کمک کنیم.

سیمان سپاهان را با کمک مهندس با تجربه‌ای از ذوب‌آهن اصفهان به نام آقای اصلانی راه‌اندازی کردیم. به علاوه در سال 1350 با درخواست استانداری، به عنوان عضو هیئت مدیره بانک استان اصفهان انتخاب شدم. بانک‌های صادرات در هر استان به بانک استان تبدیل شده بودند. هدف این بود که بانک‌های استان از یک بانک تجاریِ صرف، به بانک توسعه‌گرا برای ارزیابی و تامین مالی طرح های صنعتی و عمرانی تبدیل شود. با جذب استادان برجسته و متخصصانی که از خارج بازگشته بودند، مرکز طرح و برنامه‌ریزی بانک را راه انداختیم و پروژه‌های بزرگی همچون شهرک «خانه اصفهان» را طراحی و اجرا کردیم که الگویی منظم و موفق از شهرسازی بود. نهایتاً در اوایل سال ۱۳۶۰، دکتر بانکی از سازمان برنامه و بودجه برای همکاری با من تماس گرفتند که فصل جدیدی در فعالیت‌های اجرایی بنده بود.

* درباره زندگی شخصی در دوران تحصیل در آمریکا و فضای فعالیت‌های دانشجویی چه خاطراتی دارید؟

من در سال ۱۳۴۹، زمانی که دانشجو بودم، عقد کردم. در آن زمان ۲۱ سال داشتم و از ۱۶ سالگی عاشق شده بودم؛ بنابراین پیش از آنکه به ۲۴ سالگی برسم، ازدواج کرده بودم. زمانی که در سال 1352 به آمریکا رفتم، صاحب دو فرزند بودم. در آنجا با جمعی از دانشجویان که برای تحصیل در دانشگاه «ام‌آی‌تی» (MIT) حضور داشتند، زندگی خوبی داشتیم. همسرم نیز در آنجا شروع به تحصیل در رشته ریاضیات کرد و به یک کالج رفت؛ او علاوه بر مراقبت از فرزندانمان، تحصیلات خود را ادامه داد. پس از بازگشت به ایران، همسرم مسیر خود را تغییر داد؛ او وارد آموزش‌وپرورش نشد و بیشتر به فعالیت‌های اجتماعی پرداخت. او مددکار اجتماعی شد و با «بنیاد کودک»، به حمایت و مراقبت از کودکان نیازمند و یتیم پرداخت و پیگیر امور آنان بود.

در آمریکا با گروهی بودیم که انجمن اسلامی در آن فعال بود و جلسات قرآن هفتگی در منزل آقای دکتر فریدون عزیزی برگزار می‌شد (دکتر عزیزی اکنون متخصص غدد هستند). البته من هیچ‌گاه عضو هیچ سازمان یا انجمن اسلامی نشدم؛ چرا که تمایلی به تشکیلاتی‌شدن نداشتم و نمی‌خواستم درگیرِ ابهاماتی باشم که در رهبری سازمان‌ها وجود دارد؛ بنابراین همواره موضع مستقلی داشتم. با این حال، کار تشکیلاتی در جای خود ارزشمند است، اما من فعالیت تشکیلات سیاسی یا مذهبی نبودم. در آن جلسات افرادی نظیر آقایان محمود طبیانی، محمدعلی نجفی، حاج‌علی‌گل، محمد دورعلی (که اکنون استاد مکانیک هستند)، محمد سعیدی (استاد مکانیک که بازنشسته شده‌اند) و عده‌ای دیگر از دانشجویان دانشگاه‌های آن منطقه حضور داشتند.

* بازگشت به ایران در سال ۱۳۵۷ و ورود به فضای دانشگاه صنعتی اصفهان چگونه رقم خورد؟

من در آبان ۱۳۵۷ به ایران بازگشتم. در آن زمان، دانشگاه صنعتی اصفهان در اوج فضای انقلابی قرار داشت. پس از پیروزی انقلاب در بهمن ۵۷، دانشگاه‌ها کانون فعالیت‌های سیاسی بودند و گروه‌های مختلف در آنجا فعالیت می‌کردند. زمانی که به آنجا رفتم، در کمیته‌ای برای ساماندهی امور قرار گرفتم. دانشگاه صنعتی اصفهان با تلاش‌های دکتر ضرغامی پایه‌گذاری شد؛ ایشان انسانی بسیار باهوش، باسواد، متعهد و علاقه‌مند به توسعه آموزش عالی در ایران بود که متأسفانه پس از انقلاب برایش مشکلاتی ایجاد کردند، اما او واقعاً انسان شریفی است که عاشق ایران و پیشرفت آن می باشد.

طرح اصلی این بود که دانشگاه صنعتیِ تهران به اصفهان منتقل شود و در فضایی بسیار وسیع گسترش یابد، اما اساتید به دو دلیل مقاومت می‌کردند؛ نخست، برخی از آن‌ها که دیدگاه‌های سیاسی داشتند، گمان می‌کردند این جابه‌جایی تلاشی برای دور کردن آن‌ها از پایتخت است تا فعالیت‌های سیاسی دانشگاه انعکاس نداشته باشد. دوم، برخی دیگر تهران را جایگاه بهتری برای فعالیت‌های صنعتی و مشاوره می‌دانستند. در نتیجه، این مقاومت باعث شد که دانشگاه به مدت دو سال در کنکور سراسری شرکت نکند و بودجه آن نیز دچار مشکل شود. آن‌ها برای اداره دانشگاه از کمک‌های بازار استفاده کردند و در سال‌هایی ورودی‌هایی خارج از کنکور جذب کردند. برعکس، دانشگاه صنعتی اصفهان با تبلیغات گسترده توانست ورودی‌های بسیار قوی (با معدل دیپلم بالای ۱۸) جذب کند.

* در دوران تصفیه‌های پس از انقلاب، با وضعیت استادان چگونه برخورد کردید؟

در دوران تصفیه‌ها، دو استاد بسیار خوب و مؤثر که از تهران آمده بودند (دکتر محمد امین در رشته سازه و آقای پای‌وار در رشته مکانیک) و نیروهای شریف و وطن‌دوست و باسوادی بودند، به دلیل تندروی‌ها دانشجویان در معرض معرفی به دادگاه انقلاب قرار گرفتند. من تمام تلاشم را کردم تا با وساطت، آن‌ها را از این شرایط برهانم. به آن‌ها گفتم که فضای کاری اینجا دیگر مناسب نیست و پیشنهاد دادم جای دیگری بروند. با این حال، اکنون از اینکه مخالفت شدیدتری با خواست دانشجویان نکردم و پشیمانم؛ معتقدم باید محکم‌تر می‌ایستادم و اجازه نمی‌دادم به آن اساتید بزرگوار بی حرمتی شود. به هر حال، آن‌ها مدیران دوران گذشته بودند؛ انسان‌های باسواد، ملی و علاقه‌مند به ایران که زحمات زیادی برای ایجاد دانشگاه کشیده بودند. دکتر محمدرضا سعیدی که در آمریکا با ما ارتباط داشت، ریاست دانشگاه صنعتی اصفهان را بر عهده گرفت و من مدتی معاون مالی و اداری او بودم.

* پس از تعطیلی دانشگاه‌ها در دوران انقلاب فرهنگی، مسیر فعالیت‌های شما به چه سمتی رفت؟

پس از انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها، مدتی به جهاد سازندگی کمک فکری کردم تا اینکه استانداری از من خواست برای کمک به استان به آنجا بروم. در آن زمان، همان‌طوری‌که قبلا گفتم موسسه‌ای برای ایجاد تعاونی‌های برای بیکاران شکل گرفته بود. من به همراه دکتر منصوری (استاد صنایع) و دو مهندس از ذوب‌آهن، سیستم ارزیابی طرح‌ها (Feasibility Study) را در آن موسسه پیاده کردیم. هم‌زمان، به دعوت وزیر صنایع وقت، عضو هیئت‌مدیره «سیمان سپاهان» شدم؛ کارخانه‌ای که ۹۰ درصد آن تکمیل شده بود اما هنوز به بهره‌برداری نرسیده بود. با همکاری مهندس اصلانی، توانستیم این مجموعه را راه‌اندازی کنیم.

* در حوزه بانکداری و توسعه شهری چه اقداماتی در اصفهان انجام دادید؟

همان طوری که قبلا گفتم در باتک استان اصفهان عضو هیئت مدیره شدم و ا تصمیم بر آن بود که بانک استان را از یک نهاد تجاریِ صرف که به جذب سپرده‌ ها و ارئه وام معمولا به واحدهای تجاری بود، به بانکی توسعه‌گرا تبدیل کنیم. مرکز «طرح و برنامه» بانک را با جذب اساتید برجسته‌ای چون دکتر منصوری و دکتر طبیبیان (که از آمریکا آمده بود) راه‌اندازی کردیم تا طرح‌های صنعتی را ارزیابی و تأیید کنیم. همچنین اقدام مهم دیگر ما، طراحی و اجرای شهرک‌ «خانه اصفهان» بود. مناطق خانه اصفهان و ملک شهر زمین‌های وسیعی داشتند که در آشوب‌های انقلاب، در معرض ساخت‌وسازهای غیرمجاز و تخریب قرار داشتند. زمین‌های خانه اصفهان در رهن بانک استان بود. ما پنج شرکت ساختمانی قدرتمند تشکیل دادیم و شهرک‌ منظمی را در خانه اصفهان طراحی کردیم و با اولویت واگذاری به فرهنگیان و دانشگاهیان، به سرانجام رساندیم. در نهایت، در سال ۱۳۶۰ دکتر بانکی، رئیس سازمان برنامه و بودجه، از من برای همکاری دعوت کرد که آغازگر مسیر جدیدی در فعالیت‌های اجرایی بنده شد.

* در سال ۱۳۶۰، دکتر بانکی به‌عنوان رئیس سازمان برنامه و بودجه منصوب شدند؛ دعوت و ورود شما به این سازمان چگونه بود؟

سال 1360 آقای بانکی رئیس سازمان شدند. من شخصاً از نزدیک ایشان را ندیده بودم، اما زمانی که ایشان در آمریکا بودند، به‌صورت دور مرا می‌شناختند و دوستان درباره من با او صحبت کرده بودند. ایشان نسبت به من لطف داشتند و تماس گرفتند تا به سازمان برنامه و بودجه بروم و با یکدیگر گفتگویی داشته باشیم. ایشان در جریان این ملاقات مطرح کردند که من به اینجا آمده‌ام و چه اقداماتی باید انجام دهیم و مسائل از این قبیل.

در پاسخ، من نکته‌ای را به ایشان عرض کردم و گفتم شما دو کار اساسی باید انجام دهید: نخست، بستر حرکت اقتصاد و دستگاه دولتی را طراحی کنید؛ و دوم، برنامه‌ای تدوین نمایید که کشور در آن بستر حرکت کند. منظورم از بسترسازی این بود که مشخص کنیم اقتصاد ما چه نوع اقتصادی است و نقش بخش‌های خصوصی، دولتی و تعاونی چیست، نظام بانکی و برنامه‌ریزی پگونه است و سوالتی از این قبیل.

* واکنش دکتر بانکی به این پیشنهاد و وضعیت آشفته مجموعه مدیریتی وقت سازمان چه بود؟

او در پاسخ گفتن: «پیشنهاد خوبی هست بیاید اینجا کمک کنید، از کی شروع می‌کنید؟» شرایط به این شکل بود که مدیر پیشین سازمان آنجا را تعطیل کرده بود؛ زیرا تصور می‌کرد مدیران و کارشناسان، با انقلاب همراه نیستند؛ به همین خاطر مجموعه را تعطیل کرده و به افراد گفته بود بروید خانه‌هایتان تا خبرتان کنیم که چه زمانی بازگردید. به این ترتیب، روحیه افرادی برگشته بودند نیز در آنجا بسیار به هم ریخته بود. من گفتم بسیار خوب، می‌آیم.

زمانی که آمدم، آقای طبیبیان نیز در بانک استان اصفهان فعالیت می‌کرد که از ایشان خواستم با من به تهران بیایند. ما از اصفهان آمدم و با کمک آقای بانکی و سایر مدیرانی که به سازمان برگشته بودند، وضعیت به‌هم‌ریخته سازمان را سامان دادیم و من به‌عنوان مشاور برنامه‌ریزی مشغول به کار شدم. ایشان می‌خواستند سمت معاونت را به من واگذار کنند که نپذیرفتم و تا وقتی در برنامه بودجه بودم به عنوان مشاور امور را پیگیری می‌کردم و انجام می‌دادم.

* پس از حضور در سازمان، چه اقدامات ساختاری و اجرایی برای اصلاح نظام برنامه‌ریزی کشور انجام گرفت؟

در آنجا کارهایی که انجام دادیم شامل این موارد بود: ساختار سازمان برنامه و بودجه را اصلاح کردیم، نیروهای جدیدی جذب کردیم، فهرست نیروها تهیه و جذب شدند، در پست‌های مدیریتی قرار گرفتند و یک نظام برنامه‌ریزی طراحی شد. این نظام متشکل از شورای اقتصاد، هیئت دولت، شورای برنامه‌ریزی در وزارتخانه‌ها، شورای برنامه‌ریزی در استان‌ها و حتی شبکه‌ای از شوراها در برخی شهرهای بزرگ بود.

سپس طراحی کردیم که برای تهیه برنامه ۵ساله چه اقداماتی باید انجام شود. این طرح به تصویب دولت رسید و ابلاغ شد. دستورالعمل‌های مربوط به هر یک از این اقدامات را تهیه کردیم و پس از آن، با حضور در شوراهای گوناگون در وزارتخانه‌ها یا استان‌ها، جزئیات را برای آن‌ها تشریح نمودیم. به این ترتیب، در چارچوب همان نظام، نخستین برنامه توسعه در دوران نخست‌وزیری آقای مهندس موسوی تهیه و به تصویب رسید.

* در کنار این اقدامات برنامه‌ریزی، برای فراهم‌سازی بستر حرکت اقتصاد چه تمهیداتی اندیشیده شد؟

به موازات این کارهای برنامه‌ریزی، برای طراحی بستر حرکت اقتصاد، ۱۰ کمیته تشکیل دادیم که به نام «کمیته‌های ده گانه» شناخته می‌شدند. نام برخی از آن‌ها را هنوز در خاطر دارم؛ از جمله: کمیته بررسی نقش بخش خصوصی در اقتصاد ما (اگرچه قانون اساسی از بخش خصوصی، تعاونی و دولتی نام برده بود، اما تا زمان این ابهام وجود داشت که فعالیت بخش خصوصی، دولت چه فعالیت‌هایی باید داشته باشد و بخش تعاونی چه نقشی خواهد داشت و چه اقداماتی باید انجام دهد)، کمیته نظام بانکی، کمیته نظام برنامه‌ریزی، و کمیته بودجه‌ریزی و کنترل. خلاصه آنکه، ده کمیته مختلف تشکیل شد تا ساختار و بستر اقتصاد ایران را طراحی کنند و در آنجا پاسخ‌هایی برای این ابهامات داده شد که در برنامه نیز گنجانده شد.

* واکنش‌ها و تبعات شکل‌گیری این شبکه گسترده از شوراها و آموزش مدیران در سراسر کشور چه بود؟

اتفاق جالبی که افتاد این بود که شبکه وسیعی از شوراها تشکیل می‌شد و ما برای آن‌ها دستورالعمل صادر می‌کردیم که شوراهای وزارتخانه‌ها و استان‌ها چه کارهایی انجام دهند، به چه ترتیبی کارها را به پیش ببرند و مفهوم این اقدامات چیست. در نتیجه به استان‌های مختلف سفر می‌کردیم و آموزش می‌دادیم. حرکت بسیار گسترده‌ای در سطح کشور شکل گرفت؛ آن‌هم در مقطعی پس از پیروزی انقلاب که دستگاه‌ها و سازمان‌ها دچار به‌هم‌ریختگی بودند. ما با این اقدامات بستری فراهم کردیم تا ارکان کشور متوجه امکانات موجود، جهت‌گیری‌ها و چارچوب برنامه بشوند. این رویکرد برای کارشناسان، به‌ویژه در شرایطی که مدیران و نیروهای باسابقه رفته یا تصفیه شده بودند و نیاز مبرمی به آموزش حس می‌شد، حرکتی بسیار مفید و آموزنده بود.

اما هم‌زمان با گسترش این حرکت، گروهی دچار تردید و بدگمانی شدند و مطرح می‌کردند این اشخاصی که در سازمان برنامه مستقر شده‌اند و چنین جمعیت عظیمی را در سراسر کشور به حرکت درآورده‌اند، چه کسانی هستند؟ گرایش چپی دارند یا آمریکایی هستند؟ این شبهات و تردیدها را به حوزه علمیه قم و جامعه مدرسین ارجاع دادند. از طرف جامعه مدرسین و با هماهنگی حضرت امام، دو نفر از علما یعنی آیت‌الله کریمی و آیت‌الله میانجی به‌عنوان نمایندگان امام و از جانب جامعه مدرسین تعیین شدند. ایشان انسان‌های بسیار سلیم‌النفسی بودند و در جلسات ما حاضر شدند. دیدند ما سخنان منطقی، منظم و با چارچوبی روشن بیان می‌کنیم. در نتیجه به منتقدان بازگو کردند که ما انحرافی در سخنان این افراد مشاهده نمی‌کنیم. با این حال به ما گفته شد برای توضیح بیشتر خودمان به قم بروید.

* نشست شما با علما و اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به چه ترتیب پیش رفت؟

به اتفاق آقای دکتر [بانکی] و دکتر طبیبیان به حوزه رفتیم. جلسه‌ای با حضور اعضای جامعه مدرسین، متشکل از حدود ۲۰ نفر از علما تشکیل شده بود. در دو جلسه پرسش و پاسخ، آن‌ها اشکالات و ایرادات را مطرح می‌کردند و ما پاسخ‌های منطقی ارائه می‌دادیم. در نهایت به این نتیجه رسیدند که موضوع مشکوک یا بحث انحرافی در میان نیست و هدف، انتظام‌بخشی و سامان دادن به امور کشور است.

در این میان رویداد جالبی رخ داد؛ یکی از علما به نام آیت‌الله سیدمحمد روحانی که مردی سلیم‌النفس و حدوداً شصت‌ساله بودند، دیدند من در قالب مباحثات طلبگی به تمام اشکالات پاسخ‌های مستدل و متقن می‌دهم، پیشنهاد کردند که به حوزه بروم و درس بخوانم و فکر میکردند طی 5 سال مجتهد میشوم. من ضمن تشکر گفتم: «من مسئولیت‌هایی دارم؛ باید دانشکده و دانشگاه راه‌اندازی کنم و اگر به حوزه بیایم کارهایم معطل می‌ماند.» او از سر محبت این پیشنهاد را مطرح کرده بود، ولی من تصمیم به تأسیس دانشکده گرفتم.

* سرنوشت نخستین برنامه توسعه پس از تدوین و ارسال به مجلس شورای اسلامی چه شد و چه دیدگاه‌هایی در مجلس پیرامون آن شکل گرفت؟

در جریان تهیه برنامه، متوجه شدیم بنیه اقتصادی و سواد برنامه‌ریزی در بدنه سازمان‌ها به‌شدت ضعیف و نیروی متخصص اندک است؛ بنابراین اندیشیدیم که باید نیرو تربیت شود. در پی آن، به اتفاق همکاران در دانشگاه صنعتی اصفهان، برنامه‌ای برای تأسیس دوره کارشناسی ارشد مهندسی سیستم‌های اقتصادی‌اجتماعی تنظیم کردیم. سال ۱۳۶۱ این دوره تهیه شد. از سوی دیگر، هنگامی که لایحه برنامه توسعه به مجلس شورای اسلامی فرستاده شد، به دلیل شدت گرفتن جنگ تحمیلی، مجلس اعلام کرد در شرایط جنگی منابع پایدار و مطمئن نیستند؛ بنابراین برنامه در مجلس مسکوت ماند.

هنگام حضور در مجلس برای دفاع از برنامه نیز خاطراتی شکل گرفت؛ برخی از نمایندگان نگاه بسیار مشکوکی به ما داشتند. برای نمونه، یکی از نمایندگان که رئیس سازمان ثبت اسناد بود و بعدها کاندیدای ریاست‌جمهوری هم شد (آقای زواره‌ای)، با آنکه خود تحصیلات دانشگاهی داشت، طرح کنترل پروژه و شبکه سی‌پی‌ام (CPM) ما را که در آن پیشنیازها و پس‌نیازهای فعالیت‌ها تعیین شده بود پیش روی نمایندگان گشود و گفت: «ببینید، این‌ها دارند شما را سوار ریلی می‌کنند که آخر کار معلوم نیست به کجا ختم شود!»

اکثر نمایندگان به دلیل خاستگاه روستایی خود، اولویت مطلق را به کشاورزی می‌دادند و می‌گفتند اولویت فقط کشاورزی است و چرا به صنعت بها داده‌اید؟ با این همه، آقای هاشمی رفسنجانی با تسلط و درک بالا از اهمیت صنعت، محکم از برنامه دفاع می‌کرد. آقای هاشمی در کمیسیون تلفیق در پاسخ آنان می‌گفت: «شما چه می‌گویید؟ اگر کشاورزی هم بخواهد پیش برود نیاز به صنعت دارید؛ برای پیشرفت کشاورزی به کود شیمیایی و تراکتور و فرآوری محصولات نیاز است و بدون صنعت نمی‌توان کاری از پیش برد.» حتی مرحوم آیت‌الله منتظری نیز بر تقدم کشاورزی بسیار تأکید داشتند و ما در جلساتی با ایشان توضیح دادیم که رشد کشاورزی بدون صنعت میسر نخواهد بود. به هر ترتیب، بررسی برنامه در مجلس متوقف شد.

هدف اصلی ما از طراحی و راه‌اندازی دوره کارشناسی ارشد، تربیت کارشناس برنامه‌ریزی برای جبران فقر کارشناسی بدنه مدیریتی کشور بود. تصمیم گرفتیم پذیرش را از مقطع کارشناسی ارشد آغاز کنیم و داوطلبان دارای مدرک کارشناسی از رشته‌های گوناگون اعم از علوم انسانی، مهندسی و علوم تجربی را بپذیریم. آزمون شامل دروس ریاضیات و سنجش هوش بود؛ شرط اساسی این بود که داوطلب تسلط مناسبی بر ریاضی داشته باشد و بدون قبولی در آزمون ریاضی پذیرفته نمی‌شد. سپس سه برابر ظرفیت آزمون کتبی را به مصاحبه دعوت می‌کردیم تا انگیزه‌ها و اهداف داوطلبان را بسنجیم. عنوان این دوره را نیز عمداً «مهندسی» سیستم‌های اقتصادی‌ـ‌اجتماعی برگزیدیم تا بتوانیم دانشجویان رشته‌های فنی و مهندسی را که شیفته عنوان مهندسی بودند، به این حوزه جذب کنیم.

* برای تصویب سرفصل‌ها و برنامه درسی این دوره، با توجه به تعطیلی دانشگاه‌ها در دوران انقلاب فرهنگی، چه روندی را طی کردید؟

دیدگاه ما این بود که تلفیق توانمندی‌های دانشجویان مهندسی با مباحث برنامه‌ریزی همواره نتیجه مطلوبی می‌دهد؛ زیرا از ذهن منظم و ساختاریافته‌ای برخوردارند. اما هنگامی که تصمیم به تصویب این برنامه درسی گرفتیم، به دلیل وقوع انقلاب فرهنگی، دانشگاه‌ها و وزارت علوم تعطیل بودند و شوراهای برنامه‌ریزی مربوطه در وزارتخانه وجود نداشتند. برای برون‌رفت از این بن‌بست، برنامه را مستقیماً نزد ستاد انقلاب فرهنگی بردیم. آقای دکتر بانکی با اعضای ستاد انقلاب فرهنگی آشنایی داشتند؛ بنابراین به آنجا رفتیم و جزئیات طرح را تشریح کردیم. خوشبختانه آن‌ها برنامه را تصویب کردند و به این ترتیب، سرفصل‌ها بدون نیاز به سازوکارهای اداری وزارت علوم مصوب شد؛ به‌گونه‌ای که در سال ۱۳۶۲ توانستیم پذیرش دانشجو را آغاز نماییم. هم‌زمان با مسکوت ماندن لایحه برنامه توسعه در مجلس، ما راهی اصفهان شدیم و این دوره را دایر کردیم.

* چهره‌های شناخته‌شده‌ای که در دوره اول این رشته پذیرفته شدند چه کسانی بودند و از روند بازگشایی دانشگاه‌ها چه خاطره‌ای دارید؟

دانشگاه‌ها در شهرهای مختلف هم‌زمان بازگشایی نشدند، اما دوره ما در سال ۱۳۶۲ آغاز به کار کرد. جالب است اشاره کنم که در آزمون ورودی همان دوره‌های نخست، شهید دکتر علی لاریجانی نیز جزو متقاضیان بود و پذیرفته شد؛ زیرا ایشان مدرک کارشناسی ریاضیات را با نمرات بالا از دانشگاه صنعتی شریف اخذ کرده بود و فردی بسیار باهوش به‌شمار می‌رفت؛ در آزمون کتبی و مصاحبه عملکرد بسیار خوبی داشت. در آن برهه نیز تازه با خانواده استاد شهید مطهری آشنا شده بود و نهایتاً به رشته فلسفه رفت. از دیگر ورودی‌های دوره نخست، آقای دکتر مسعود نیلی بود که در دانشگاه صنعتی شریف رشته عمران (ساختمان) خوانده بود و از جهاد سازندگی آمد؛ همچنین چهره‌هایی چون دکتر درگاهی و دکتر عسلی نیز در زمره دانشجویان بودند. گروهی از دانش‌آموختگان همین دوره‌ها بعدها نقش‌های بسیار کلیدی و مؤثری در نظام دولتی و سازمان‌های برنامه‌ریزی کشور بر عهده گرفتند.

* ساختار دانشگاه صنعتی اصفهان چگونه بود؟

دانشگاه صنعتی اصفهان که با مشاوره و درایت دکتر مهدی ضرغامی پایه‌گذاری شده بود، ساختاری کاملاً متفاوت با دانشگاه‌های سنتی داشت. در دانشگاه‌های پیشین، رشته‌ها به شکل تفکیک‌شده مانند مهندسی برق، مکانیک، شیمی و مواد وجود داشتند، اما در دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشکده‌ها حول مسائل و موضوعات دنیای واقعی شکل گرفته بودند؛ برای مثال در دانشکده انرژی، گرایش‌های مرتبط مکانیک و برق گرد هم آمده بودند و متخصصان حوزه تولید و خطوط انتقال انرژی در آن فعالیت می‌کردند؛ یا در دانشکده مواد، همه امور مرتبط با معدن، تغلیظ و فرآوری متمرکز بود.

در کنار این‌ها، دانشکده‌ای به نام «دانشکده سیستم‌های اجتماعی» تأسیس شده بود تا به دانشجویان رشته‌های فنی و مهندسی مباحث علوم انسانی و اجتماعی نظیر ادبیات فارسی، جامعه‌شناسی، فلسفه و اقتصاد آموزش داده شود؛ امری که همواره برای کارشناسان فنی و مهندسی ضرورت دارد. زمانی که به کشور بازگشتم، در همین دانشکده سیستم‌های اجتماعی مشغول به تدریس شدم. برخی همکاران بسیار فرهیخته‌ای در آنجا حضور داشتند که متأسفانه بعضی از آن‌ها پس از انقلاب فرهنگی مهاجرت کردند؛ از جمله استادانی در رشته‌های جامعه‌شناسی، علوم سیاسی، فلسفه، و ادبیات فارسی.

ادامه دارد…

کد مطلب 6987601 طاهره تهرانی

  • سهراب‌پور از روزهای چمران تا روزهای سخت دانشگاه می‌گوید

  • قراردادی که سرنوشت صنعت واکسن ایران را تغییر داد

  • جایی که «امید» تولید می‌شد، دوباره از «امید» متولد خواهد شد

  • چگونه ایرانیان علم و حکمت را با هویت خود درآمیختند

  • باور «ما می‌توانیم» در سطوح مدیریتی نهادینه شود

  • تلگرام خبرگزاری زیر خبر
  • تلویزیون آن
  • بازگشت ۷ میلیارد ریال بحساب دو مالباخته عکس‌های یادگاری

  • رایزنی تلفنی وزیران خارجه قطر و کویت درباره تحولات منطقه

  • انهدام باند سارقان منزل در تبریز

  • شهید «حاج‌سیدجوادی»؛ فرماندهی که پیش از نیروهایش در میدان حاضر می‌شد

  • در پی تفاهمنامه با وزارت راه و شهرسازی؛ سینماگران صاحب مسکن می‌شوند

  • ابراهیمی: گلستان تأمین‌کننده ۳۸ درصد غذای کشور است

  • ترخیص انبوه روغن خام و دانه‌های روغنی معطل یک ابلاغ است

  • ساماندهی حجاب در گیلان با رویکرد فرهنگی و مدبرانه دنبال شود

  • کریمی: ارتقای امید اجتماعی در میناب در اولویت برنامه‌ها است

  • لوگوتایپ تئاتر موزیکال «امیرکبیر» منتشر شد

  • برنامه سومین روز کشتی آزاد قهرمانی جهان؛ جدال ۲ آزادکار برای مدال طلا

  • پیروزی میلیمتری و سخت یزدانی در گام نخست

  • هشدار هواشناسی برای ۲۱ استان؛ بارش باران و رعدوبرق در راه است

  • بازگشایی جاده بشاگرد- میناب در هرمزگان

  • احترام کشتی جهان به یک قهرمان؛ حسن یزدانی ستاره‌ای فراتر از رنگ مدال

  • از حسرت یوشیدا تا بازگشت اسنایدر؛ روایت یزدانی و غول‌های ۹۷ کیلوگرم

  • صعود دو ملی‌پوش ایران به نیمه نهایی؛ اتفاق عجیب در کشتی یزدانی

  • واکنش عراقچی به اظهارات صدراعظم آلمان؛ دیگر خط قرمزی وجود نخواهد داشت

  • امیرمحمد یزدانی راهی یک چهارم نهایی شد؛ والی زاده مغلوب شد

  • تاجگردون: حقوق ۷۵ درصد کارکنان دولت کمتر از ۳۰ میلیون تومان است

  • روزنامه‌های ورزشی شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵

    روزنامه‌های ورزشی شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های اقتصادی شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵

    روزنامه‌های اقتصادی شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵

  • روزنامه‌های صبح شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵

    روزنامه‌های صبح شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵

  • خرید دوچرخه برقی
  • قیمت ایمپلنت
  • تشک مواج سلولی
  • قیمت میلگرد سیادن ابهر
  • تلفن گویا و سانترال ابری
  • وکیل آنلاین
  • تور کربلا هوایی
  • گرمی، پلتفرم سرمایه‌گذاری فلزات گران‌بها
  • لاین نوری
  • بلکا
  • ایمپلنت اصفهان
  • خرید اپل ایدی
  • کلینیک ترک اعتیاد تهران
  • دوربین مداربسته
  • جراح بینی تهران
  • جراح بینی در تهران
  • قیمت موکت
  • تور کربلا
  • استند تسلیت
  • مرجع پاسخ معتبر پزشکان
  • قطعات لباسشویی
  • آموزشگاه تیزهوشان
  • بلیط هواپیما
  • نمایندگی بوش در تهران
  • آموزشگاه زبان ملل
  • قیمت و خرید سمعک نامرئی
  • مهرینو
  • تهران تایمز
  • روزنامه آگاه