سالها روشنگری هاشمینژاد علیه رژیم پهلوی و جریانهای مخالف انقلاب، سرانجام با انفجار نارنجک در دفتر حزب جمهوری اسلامی مشهد به شهادتش انجامید.
به گزارش خبرنگار مهر: ۸مهرماه، سالروز شهادت آیتالله سید عبدالکریم هاشمینژاد، از روحانیون مبارز و چهرههای اثرگذار جریان انقلاب اسلامی در مشهد است؛ روحانیای که فعالیتهای خود را از منبر و حوزه آغاز کرد و در سالهای مبارزه با رژیم پهلوی، فعالیتهای فرهنگی و سیاسی خود را گسترش داد. او پس از پیروزی انقلاب نیز در عرصههای مختلف سیاسی و اجتماعی حضور داشت و سرانجام صبح هشتم مهر ۱۳۶۰، هنگام خروج از دفتر حزب جمهوری اسلامی در مشهد، هدف عملیات تروریستی سازمان مجاهدین خلق قرار گرفت و به شهادت رسید.
کودکی که با یک تغییر نام دوباره به زندگی برگشت
سید عبدالکریم هاشمینژاد پنجم مرداد ۱۳۱۱ در بهشهر و در خانواده سید حسن و سیده ساره به دنیا آمد. پدرش سیدحسن، کاسبی تهیدست بود و در کنار کسبوکار، به کشاورزی و فروش نفت نیز اشتغال داشت.
نام اصلی او در بدو تولد «سید حبیب» بود، اما بیماری سخت دوران کودکی مسیر نامگذاری او را تغییر داد. پدرش که توان تأمین هزینه دارو را نداشت، بر اساس سنتی قدیمی نام فرزندش را به «سید عبدالکریم» تغییر داد؛ با این امید که بیماری او برطرف شود. سید عبدالکریم بهبود یافت و از بستر بیماری برخاست و همین نام تا پایان زندگی بر او ماند.
مسیر زندگی او خیلی زود با حوزه علمیه پیوند خورد. پدرش در کودکی او را به محضر آیتالله کوهستانی برد، اما سید عبدالکریم در نخستین تجربه حضور در حوزه، دلتنگ شد و به خانه بازگشت. مدتی بعد، بار دیگر بقچهاش را زیر بغل گرفت و راهی محضر استاد شد؛ اینبار دیگر به خانه بازنگشت.
هاشمینژاد در ۱۴ سالگی به طور جدی وارد مسیر تحصیل علوم دینی شد و به راهنمایی استادش راهی حوزه علمیه قم شد. در قم از محضر استادانی همچون آیتالله بروجردی و امام خمینی بهره برد و تحصیلات حوزوی خود را تا رسیدن به مرحله اجتهاد ادامه داد. اجتهاد او نیز به تأیید آیتالله بروجردی رسید. پس از آن، راهی مشهد شد و تدریس فقه و اصول را آغاز کرد.
اما برای هاشمینژاد، حوزه تنها محل تحصیل و تدریس نبود. او از همان سالها به فعالیت اجتماعی، سیاسی و منبر علاقه داشت و همین روحیه موجب شد حضورش در عرصه عمومی پررنگتر شود. حتی زمانی که برای ادامه تحصیل به نجف رفت، نتوانست مدت زیادی در آنجا بماند و یک سال بعد به ایران بازگشت.
در کنار دانش حوزوی، توانایی سخنرانی و مناظره، قدرت تحقیق و نویسندگی و شناخت مسائل روز، از او خطیبی ساخت که میتوانست مفاهیم دینی را در عرصه اجتماعی و سیاسی نیز دنبال کند.
منبرهایی که برای رژیم پهلوی مسئلهساز شد
پس از آغاز نهضت اسلامی به رهبری امام خمینی در سال ۱۳۴۱، هاشمینژاد به این جریان پیوست و فعالیتهای سیاسی خود را با وعظ، تدریس و تألیف دنبال کرد. او در سخنرانیهایش اهداف نهضت علما را تشریح و از جنایتهای رژیم شاه انتقاد میکرد.
چند روز پیش از قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، سخنرانی پرشوری علیه رژیم شاه در مسجد مروی داشت؛ سخنرانیای که به دنبال آن، نیمهشب ۱۵ خرداد همراه با جمعی از علما و روحانیون تهران دستگیر و ۴۱ روز زندانی شد.
آزادی پایان این مسیر نبود. حدود یک ماه بعد، به دلیل سخنرانی انقلابی و حمله صریح به شاه در مسجد فیل مشهد، بار دیگر دستگیر شد و این بار بیش از سه ماه در سلول انفرادی پادگان لشکر ۷۷ خراسان به سر برد. سرانجام اعتراضهای مردمی و تلاش علما زمینه آزادی او را فراهم کرد.
هاشمینژاد پس از آزادی، فعالیت فرهنگی را نیز در کنار مبارزه سیاسی دنبال کرد. او برای آشنا کردن جوانان با مسائل دینی و سیاسی، کانون فرهنگی جوانان را در مشهد تأسیس کرد و در سال ۱۳۴۳ نیز کانون بحث و انتقادات دینی را راهاندازی کرد.
یکی از فعالیتهای این کانون، انتشار ماهنامه «سؤال شما و پاسخ ما» بود؛ نشریهای که بدون برخورداری از امتیاز و مجوز رسمی رژیم فعالیت میکرد و به پرسشهای اعتقادی و دینی پاسخ میداد.
فعالیتهای کانون از نگاه ساواک نیز صرفاً یک فعالیت فرهنگی تلقی نشد. در سال ۱۳۵۱، ساواک فعالیتهای این مجموعه را پوششی برای فعالیتهای سیاسی، ضد رژیم و ضد اسرائیل تشخیص داد و شرکت هاشمینژاد در آن را ممنوع اعلام کرد.
او پس از آن نیز فعالیت خود را به طور کامل کنار نگذاشت و به شکل غیرعلنی با کانون ارتباط داشت. در کنار فعالیتهای فرهنگی، برای کمک به مستمندان صندوق قرضالحسنه ایجاد کرد و برای حل مشکلات ازدواج و مسکن نیز مؤسسه انصارالحجه را شکل داد.
از خبر شهادت مصطفی خمینی تا خیابانهای مشهد
با انتشار خبر شهادت آیتالله سیدمصطفی خمینی، فرزند امام خمینی، هاشمینژاد در کنار آیتالله خامنهای و آیتالله واعظ طبسی به فعالیتهای انقلابی پرداخت. پخش اعلامیه، دعوت مردم به اعتصاب و راهپیمایی و سازماندهی فعالیتهای انقلابی، بخشی از اقداماتی بود که در این دوره دنبال شد.
این فعالیتها تا پیروزی انقلاب ادامه داشت. با ورود امام خمینی به ایران، هاشمینژاد به مدرسه علوی رفت و فعالیت خود را برای حفظ و تثبیت انقلاب اسلامی دنبال کرد.
در روزهای ۲۱ و ۲۲ بهمن ۱۳۵۷، زمانی که گروههایی برای جمعآوری اسلحه قصد حمله به پادگان و لشکر ۷۷ خراسان را داشتند، هاشمینژاد به همراه آیتالله واعظ طبسی در حفظ امنیت و نظم شهر و پادگان نقش داشت و مانع دستبرد افراد فرصتطلب به پادگان شد.
با پیروزی انقلاب اسلامی، فعالیت هاشمینژاد وارد مرحله تازهای شد. او با تشکیل حزب جمهوری اسلامی، مسئولیت دبیرکلی حزب در مشهد را بر عهده گرفت و در این جایگاه، فعالیتهای گستردهای برای ارتقای سطح آگاهی جوانان خراسان انجام داد.
او همچنین با رأی مردم مازندران به مجلس خبرگان قانون اساسی راه یافت و در جریان بررسی و تصویب اصول قانون اساسی، از جمله اصل ولایت فقیه، نقش داشت.
پس از آن نیز بنا بر فرمان امام خمینی، اقامت خود را در مشهد ادامه داد. هاشمینژاد در سالهای ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ همچنین دو بار ریاست هیأتهای اعزامی ایران به کشورهای مختلف از جمله لیبی، سوریه، اردن، ژاپن و بنگلادش را بر عهده گرفت.
فعالیتهای او در سالهای نخست انقلاب تنها به مسئولیتهای رسمی محدود نبود. هاشمینژاد همزمان با سازمان مجاهدین خلق به مبارزه پرداخت و در جریان شکلگیری حزب خلق مسلمان در آذربایجان نیز برای افشای آنچه ماهیت این جریان میدانست، فعالیت کرد.

هرچه صدای او بلندتر شد، دامنه تهدیدها هم بیشتر شد
هاشمینژاد در فضای سیاسی پرالتهاب سالهای نخست انقلاب، مواضع صریحی در برابر جریانهای مخالف جمهوری اسلامی داشت. چهارم آبان ۱۳۵۸، در سخنانی درباره استاندار خراسان، به عملکرد او اعتراض کرد و پس از این سخنان، مردم به خیابانها آمدند و در نهایت استاندار خراسان استعفا داد. او همچنین در افشای عملکرد ابوالحسن بنیصدر، رئیسجمهور و فرمانده کل قوا، و جریانهای سیاسی مخالف انقلاب فعالیت داشت.
این مواضع در شرایطی بیان میشد که فضای سیاسی کشور پس از پیروزی انقلاب به شدت متشنج بود و درگیری میان گروههای مختلف سیاسی و جریانهای مسلح مخالف جمهوری اسلامی افزایش پیدا کرده بود.
هاشمینژاد در چنین فضایی، علاوه بر فعالیت سیاسی، همچنان به عنوان روحانی، خطیب و چهرهای فرهنگی در مشهد حضور داشت؛ ترکیبی که او را به یکی از چهرههای شناختهشده جریان انقلاب در خراسان تبدیل کرده بود.
پس از انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیر ۱۳۶۰ و شهادت جمعی از مسئولان جمهوری اسلامی، فضای کشور وارد مرحلهای تازه از خشونت سیاسی شد. هاشمینژاد نیز در همین دوره همچنان به فعالیتهای سیاسی خود ادامه میداد.
صبح هشتم مهر ۱۳۶۰، هنگام خروج او از دفتر حزب جمهوری اسلامی در مشهد، هادی علویان، عضو سازمان مجاهدین خلق، در حالی که نارنجکی در دست داشت به او نزدیک شد. در راهپله، او را از پشت در آغوش گرفت و نارنجک را منفجر کرد.
انفجار به شهادت سید عبدالکریم هاشمینژاد انجامید و چند نفر دیگر نیز مجروح شدند. شدت انفجار به اندازهای بود که بدن او دچار جراحتهای شدید شد. پیکر هاشمینژاد در دارالزهد حرم امام رضا(ع) به خاک سپرده شد و در استان خراسان سه روز عزای عمومی اعلام شد.
مردی که مبارزه را از کلاس و منبر آغاز کرد
زندگی هاشمینژاد را نمیتوان تنها در روزهای پایانی آن و نحوه شهادتش خلاصه کرد. مسیر او از کودکی در بهشهر آغاز شد؛ از حوزه و درس به منبر رسید، از منبر به فعالیت فرهنگی و از فعالیت فرهنگی به مبارزه سیاسی پیوند خورد. زندان، فعالیتهای اجتماعی، حضور در مجلس خبرگان قانون اساسی و مسئولیت در حزب جمهوری اسلامی، بخشهای دیگری از این مسیر بودند.
او در تمام این مراحل، در کنار فعالیت سیاسی، دغدغه پاسخگویی به مسائل فکری و اعتقادی را نیز دنبال کرد. از او ۱۲ کتاب در موضوعاتی همچون تاریخ اسلام، پاسخ به شبهات اعتقادی، اصول دین، شناخت گروههای منحرف، قرآن و اهل بیت(ع) به یادگار مانده است.
امام خمینی(ره) پس از شهادت او درباره هاشمینژاد گفت: «من از نزدیک با او آشنا بودم و خصال و تعهد آن شهید را لمس کرده بودم و مراتب فضل و مجاهدت آن بر اشخاصی که او را میشناسند پوشیده نیست.»
هشتم مهر ۱۳۶۰، پایان زندگی مردی بود که سالها پیش از آن، مبارزه را از کلاس درس و منبر آغاز کرده بود؛ اما روایت زندگی او نشان میدهد که برای هاشمینژاد، مبارزه تنها یک مقطع سیاسی نبود، بلکه مسیری پیوسته بود که از تربیت دینی و فعالیت فرهنگی آغاز شد و تا حضور در عرصههای سیاسی و اجتماعی ادامه پیدا کرد؛ مسیری که در نهایت با انفجار نارنجک در دفتر حزب جمهوری اسلامی مشهد به شهادت او انجامید.
منبع:
«یک روایت معتبر درباره شهید هاشمینژاد» تالیف ماجده حائری/انتشارات به نشر

کد مطلب 6962527
زهرا اسكندری
-
چه ناگفتههایی در روایت کوتاه «قصه فرماندهان» باقی مانده است؟
-
۲۱۳امین اجتماع شبانه مردم ارومیه در خیابان در حمایت از وطن
-
کارکنان انتظامی در خط مقدم تأمین امنیت و آرامش جامعهاند
-
درگذشت مدیر یک انتشارات با سابقه؛ مدیر انتشارات معین از دنیا رفت
-
رد پای شمس در تاریخ؛ چگونه مزار او در خوی شناسایی شد؟
-
جانبازان گمنام، قصههای ناگفته دفاع مقدساند
-
امیرکبیر هنوز قصه تازه دارد
-
مشارکت ۴۲ هزار قمی در پویش «خط امین ۲»؛ قم پیشتاز کتابخوانی شد
-
موضعگیری پاکستان درباره جنگ عربستان علیه یمن
-
تخصیص ارز دارو در ۱۴۰۵ بیشتر از سال گذشته نخواهد بود
-
«موشهای بلفاست» ژانگولر بازی ندارد؛ یک کمدی واقعی ببینید
-
۴ سناریوی کابینه آینده رژیم صهیونیستی بعد از انتخابات
-
تشرف ۴۰۰ نفر از سربازان یگان های نظامی به حرم مطهر امام رضا(ع)
-
نارنجک در کمین خطیبی که از انحرافات جامعه میگفت
-
خاتمی: کمرنگ شدن کتابخوانی خطری جدی برای فرهنگ جامعه است
-
لاوروف: آمریکا مجبور است با روسیه تعامل کند
-
ظرفیت گردشگری گلستان نیازمند همافزایی است
-
هلاکت شرور مسلح در ایرانشهر
-
شکست غلامرضا فرخی در اولین مبارزه
-
سرمربی بعثت کرمانشاه: بعثت کرمانشاه مستحق شکست مقابل مس نبود
-
تیم ملی فوتبال در نیمه نخست دیدار برابر روسیه باخت
-
تحریمهای جدید آمریکا علیه ایران
-
شکست تیم ملی فوتبال برابر روسیه؛ تاکتیک تیمی نداشتیم
-
چند بازیکن را دیگر در تیم ملی استفاده نخواهیم کرد
-
خبر بد برای پرسپولیس از اردوی تیم ملی؛ مصدومیت محبی جدی است
-
کامیاران به استقبال شهید حیدر مرادی رفت؛پیکر شهید در زادگاهش آرام گرفت
-
تصادف پژو با کامیون در جاده کرج _ هشتگرد؛ حادثه مرگبار نبود
-
روزنامههای ورزشی چهارشنبه هشتم مهر ۱۴۰۵
-
روزنامههای اقتصادی چهارشنبه هشتم مهر ۱۴۰۵
-
روزنامههای صبح چهارشنبه هشتم مهر ۱۴۰۵
-
روزنامههای ورزشی سهشنبه هفتم مهر ۱۴۰۵
-
روزنامههای اقتصادی سهشنبه هفتم مهر ۱۴۰۵
- دانلود کتاب
- خرید اپل ایدی
- شمش نقره
- کلینیک ترک اعتیاد تهران
- دوربین مداربسته
- مبلمان اداری
- جراح بینی تهران
- بلکا
- جراح بینی در تهران
- لوازم تحریر
- خرید طلای آب شده
- قیمت موکت
- تور کربلا
- استند تسلیت
- مداحی اربعین
- مرجع پاسخ معتبر پزشکان
- فروش مواد شیمیایی
- قیمت ایمپلنت
- قطعات لباسشویی
- آموزشگاه تیزهوشان
- بلیط هواپیما
- نمایندگی بوش در تهران
- آموزشگاه زبان ملل
- قیمت و خرید سمعک نامرئی
- مهرینو
- تهران تایمز
- روزنامه آگاه

