در یک دهه گذشته، تعداد فیلمهای ضعیف در سینمای ایران چنان افزایش یافته که بسیاری از آنها نهتنها از نظر کیفیت، بلکه حتی در نوع اشتباهات نیز شبیه یکدیگرند.
همشهری آنلاین: این روزها نوشتن درباره فیلمهای بد سینمای ایران دیگر آن جذابیتی را ندارد که زمانی داشت. روزگاری، از دهه ۱۳۶۰ تا اواخر دهه ۱۳۸۰، نقد فیلمهای ضعیف خود به یکی از خواندنیترین بخشهای مطبوعات سینمایی تبدیل میشد. نه فقط به این دلیل که نیش و کنایه منتقدان سرگرمکننده بود، بلکه چون هر نقد فرصتی برای طرح بحثی تازه درباره سینما به حساب میآمد. امروز اما آن موقعیت تا حد زیادی از بین رفته است.
دلیلش را میتوان در خود فیلمها جستوجو کرد. در یک دهه گذشته، تعداد فیلمهای ضعیف در سینمای ایران چنان افزایش یافته که بسیاری از آنها نهتنها از نظر کیفیت، بلکه حتی در نوع اشتباهات نیز شبیه یکدیگرند. ضعف در فیلمنامه، شخصیتهای تیپیک، شوخیهای مصرفشده، روایتهای بیجان و اجرای شتابزده، آنقدر تکرار شدهاند که دیگر هر فیلم بد، نمونهای تازه برای تحلیل نیست؛ صرفاً نسخه دیگری از همان الگوی آشناست.
در چنین وضعیتی، نقد هم ناخواسته به تکرار میافتد. وقتی اصول نقد این نوع فیلمها یکبار نوشته شده باشد، چرا باید همان استدلالها را برای فیلم بعدی و بعدی دوباره تکرار کرد؟ منتقد ممکن است واژگانش را عوض کند، اما مسئله همان است و نتیجه نیز تفاوت چندانی نمیکند. به همین دلیل است که امروز، برخلاف گذشته، نوشتن درباره بسیاری از فیلمهای ضعیف بیش از آنکه کشف باشد، بازنویسی همان نقدهای قبلی است.
سالها پیش، دوایت مکدونالد، منتقد برجسته آمریکایی، در توضیح دلیل کنار گذاشتن ستون نقد هفتگیاش، به نکتهای اشاره کرد که امروز بیش از هر زمان دیگری برای سینمای ایران مصداق دارد. او میگفت نقد کردن فیلمهای بد، در ظاهر آسان است، اما از نظر خلاقیت دشوار؛ چون هدف آنقدر سهلالوصول است که چالشی برای منتقد باقی نمیگذارد. از نظر او، لذت نقد در مواجهه با اثری است که افق فکری منتقد را گسترش دهد، نه فیلمی که ضعفهایش از همان دقایق نخست قابل پیشبینی باشد.
دقیقاً همین اتفاق امروز در سینمای ایران رخ داده است. وفور فیلمهای ضعیف، نهتنها مخاطب را خسته کرده، بلکه منتقد را هم از صرف انرژی خلاقانه برای نوشتن درباره آنها بازداشته است. وقتی هر هفته فیلمی اکران میشود که همان خطاهای آثار پیشین را تکرار میکند، دیگر نقدنویسی به میدان کشف و شهود تبدیل نمیشود؛ بیشتر شبیه ثبت یک گزارش تکراری است.
شاید به همین دلیل باشد که نقد فیلمهای بد دیگر مانند گذشته خواننده ندارد. مشکل فقط زیاد شدن فیلمهای ضعیف نیست؛ مشکل این است که این فیلمها بیش از اندازه به هم شبیه شدهاند. و وقتی فیلمهای بد تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند، نقدهایشان هم ناگزیر به هم شبیه میشوند؛ تکراری که نه برای نویسنده شور و شوقی باقی میگذارد و نه برای خواننده غافلگیری.
کد خبر 1057089 منبع: همشهری آنلاین
-
دختر میلیارددلاری هالیوود؛ چرا همه استودیوها روی زندیا شرط بستهاند؟
-
وقتی فیلمهای بد دیگر ارزش نقد کردن ندارند
-
بازی تاثیرگذار گلاره عباسی در قسمت جدید سریال «بامداد خمار»؛ شکارچی فرصتها
-
گفت و گوی خصوصی معاون ترامپ با نتانیاهو درباره ایران
-
سیلاب جاده و خط آهن بندرگز را بست | مسیر پس از ۱۶ ساعت بازگشایی شد
-
کم خوابی باعث چاقی میشود یا لاغری ؟ | عاملی پنهان افزایش وزن را بشناسید
-
توضیحات حماس درباره موافقت با کنار گذاشتن سلاح
-
ترامپ: بهزودی باقیمانده توان نظامی ایران هم از بین میرود!
-
معنای حملات پیشدستانه ایران به روایت امام جمعه تهران | حرف اول را در مذاکره، قدرت میدان جنگ میزند
-
بازی تاثیرگذار گلاره عباسی در قسمت جدید سریال «بامداد خمار»؛ شکارچی فرصتها
-
ضرباتی که دیگر پنهان نمیماند | ماجرای ۱۱ شکار هوایی ایران + فیلم
-
مدارس در مهرماه امسال قطعا بازگشایی نخواهد شد؛ شاید آبان …
-
«اتفاقی درباره ایران رخ خواهد داد»! | ترامپ بار دیگر زبان به تهدید ایران گشود
-
روش ناکام موساد و سیا برای ردیابی رهبر انقلاب + جزئیات
-
بمب طارمی خنثی شد!
-
حاشیه های فردوسیپور هنوز ادامه دارد…
-
فیلم جدید از لحظه اصابت موشکهای آمریکایی به مدرسه شجره طیبه میناب | ببینید
-
ترامپ: این کار ایران نیست؛ مشکلِ فرماندار فاسد مینهسوتا است
-
مذاکرات بین ایران و آمریکا ادامه دارد | اظهارات سخنگوی وزارت امور خارجه پاکستان درباره یادداشت تفاهم پایان جنگ
-
عربستان در حال آماده شدن برای حمله دریایی یا زمینی است