یک تحلیل؛ فشار بدون چشم‌انداز؛ آمریکا از ایران چه می‌خواهد؟

ابهام درباره هدف و افق زمانی جنگ با ایران، در کنار نبود چشم‌اندازی روشن برای پایان آن، به یکی از محورهای اصلی تحلیل‌های رسانه‌های خارجی تبدیل شده است. «میدل ایست مانیتور» در تحلیلی، تلاش کرده است مسیر تبدیل فشارهای آمریکا علیه ایران به یک توافق سیاسی را بررسی کند.

ایران پرچم آژانس اتمی

همشهری آنلاین – گروه سیاسی: هدف جنگ با ایران و افق زمانی آن چیست؟ ۲ سوال اساسی که وجه مشترک بسیاری از گزارش‌ها و تحلیل‌های منتشرشده در رسانه‌های خارجی هستند. اقدامات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در جنگ با ایران بیش از آنکه نشان‌دهنده دستور کاری مشخص برای رسیدن به یک هدف معین باشد، مبهم به نظر می‌رسد. «میدل ایست مانیتور» در تحلیلی به ابهامات متعدد جنگ آمریکا با ایران پرداخته و پیشنهادهایی برای تبدیل این تخاصم به یک توافق سیاسی مطرح کرده است؛ پیشنهادهایی که خود نشان می‌دهند مسیر دستیابی به چنین توافقی تا چه اندازه طولانی و پرپیچ‌وخم خواهد بود.

این مقاله با عنوان «از فشار حداکثری تا اهرم فشار حداکثری: توافق هسته‌ای میان آمریکا و ایران باید چگونه باشد؟» منتشر شده است.

متن گزارش را می‌خوانید:

تقابل هسته‌ای با ایران بار دیگر در ۲ مسیر متضاد در حال حرکت است. ۹ سپتامبر، شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ایران را به دلیل آنچه نقض تعهدات مربوط به منع اشاعه خوانده شده است، برای نخستین بار طی ۲ دهه گذشته به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داد. یک روز بعد نیز دونالد ترامپ به تهران درباره ازسرگیری فعالیت‌ها در نزدیکی مجتمع «کوه کلنگ» در نزدیکی نطنز هشدار داد.

با این حال، دیپلماسی همچنان از میان نرفته است. عمان در حال آماده‌سازی مذاکراتی با حضور ایران و کشورهای خلیج فارس درباره آینده تنگه هرمز است و ایران و امارات متحده عربی نیز در کنار دیگر اعضای بریکس خواستار خویشتنداری و راه‌حل سیاسی برای مناقشه گسترده‌تر منطقه شده‌اند.

همزیستی فشار فزاینده هسته‌ای با فعالیت‌های دیپلماتیک، پرسش راهبردی اصلی را برجسته می‌کند: قرار است این همه فشار در نهایت چه دستاوردی داشته باشد؟

ایالات متحده تاکنون اهرم نظامی و اقتصادی قابل توجهی علیه ایران ایجاد کرده است. اما اهرم فشار تنها زمانی ارزش راهبردی دارد که به یک نتیجه سیاسی تبدیل شود.

واشنگتن می‌تواند حملات نظامی، تحریم‌ها و فشار اقتصادی را به عنوان سیاستی بدون افق زمانی مشخص ادامه دهد یا از این ابزارها برای دستیابی به توافقی قابل راستی‌آزمایی استفاده کند؛ توافقی که مانع دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شود و در عین حال هزینه‌ها و خطرات یک مناقشه منطقه‌ای طولانی‌مدت را کاهش دهد.

این انتخاب میان قدرت و ضعف نیست؛ انتخاب میان به نمایش گذاشتن قدرت و تبدیل قدرت به نتیجه‌ای است که پس از پایان عملیات نظامی نیز دوام داشته باشد.

از فشار تا اهرم

هدف اعلام‌شده دولت ترامپ همچنان روشن است. یادداشت ریاست‌جمهوری امنیت ملی آمریکا درباره ایران، سیاست «فشار حداکثری» را احیا کرد و اعلام داشت که تهران باید از هر مسیری برای دستیابی به سلاح هسته‌ای محروم شود. پرسش دشوارتر این است که چگونه می‌توان این هدف را در طول زمان تضمین کرد.

نیروی نظامی می‌تواند تاسیسات را نابود و یک برنامه هسته‌ای را برای مدتی به تاخیر بیندازد. اما نمی‌تواند دانش فنی را از بین ببرد، انگیزه‌های سیاسی محرک سیاست هسته‌ای را حذف کند یا تصمیم‌های دولت‌های آینده ایران را تعیین کند.

حتی تداوم رویارویی نظامی ممکن است در داخل ایران این استدلال را تقویت کند که برای جلوگیری از حملات بعدی آمریکا یا اسرائیل، داشتن یک عامل بازدارنده قدرتمندتر ضروری است.

این همان محدودیت اساسی رویکرد صرفا نظامی است. قدرت نظامی می‌تواند توانمندی‌ها را تخریب کند؛ اما این دیپلماسی است که قواعد قابل اجرا برای محدودسازی، نظارت و راستی‌آزمایی آنها ایجاد می‌کند.

یک توافق هسته‌ای پایدار، بنابراین، باید موضوعاتی مانند سطح غنی‌سازی، ذخایر اورانیوم، سانتریفیوژها، بازرسی‌ها، راستی‌آزمایی، تحقیق و توسعه، تحریم‌ها و سازوکارهای مدیریت اختلافات آینده را در بر بگیرد. ارجاع اخیر پرونده ایران به شورای امنیت، این پرسش‌ها را فوری‌تر کرده است، نه کم‌اهمیت‌تر.

انتقال عمیق‌تر مناقشه به نظام سازمان ملل، بدون حفظ یک کانال سیاسی، خطر ایجاد فشار بیشتر بدون فراهم کردن مسیری برای حل‌وفصل اختلافات را به همراه دارد. این به معنای آن نیست که واشنگتن باید تحریم‌ها یا بازدارندگی نظامی خود را کنار بگذارد. مسئله این است که باید میان «اهرم فشار» و «هدف» تمایز قائل شد.

فشار زمانی از نظر راهبردی مفید است که شرایط موجود بر سر میز مذاکره را بهبود دهد. اما وقتی فشار بدون مقصد دیپلماتیک مشخص به یک سیاست دائمی تبدیل شود، ممکن است هزینه‌ها را برای مدت نامحدود افزایش دهد، بدون آنکه مناقشه هسته‌ای اصلی را حل کند.

ترامپ نیز در مقاطعی خود به این تفاوت توجه کرده است. در ژوئیه، واشنگتن برای ایجاد فضای بیشتر برای مذاکرات، عملیات نظامی را به طور موقت متوقف کرد، در حالی که امکان ازسرگیری عملیات در صورت شکست دیپلماسی را باز گذاشت. اصل پشت این تصمیم همچنان معتبر است: اهرم فشار را حفظ کن، اما مشخص کن قرار است با این اهرم به چه چیزی دست پیدا کنی.

هدف باید روشن باشد: دستیابی به بیشترین محدودیت‌های قابل راستی‌آزمایی، با کمترین هزینه راهبردی قابل دوام. این مماشات نیست؛ مذاکره از موضع قدرت است.

یک توافق مذاکره‌شده باید چه مواردی را در بر بگیرد؟ گزینه دیپلماتیک نمی‌تواند صرفا به یک درخواست کلی دیگر برای مذاکره محدود شود. این گزینه به یک چارچوب مرحله‌بندی‌شده با تعهدات متقابل و معیارهای روشن نیاز دارد.

گام نخست باید یک دوره کوتاه تثبیت اوضاع باشد. واشنگتن و تهران باید از تشدید بیشتر تنش خودداری کنند و ارتباطات مستقیم یا غیرمستقیم خود را حفظ کنند. هدف فوری این مرحله حل همه اختلافات نیست، بلکه جلوگیری از ادامه تبادلات نظامی و از بین رفتن فضای سیاسی مورد نیاز برای مذاکره است.

مرحله دوم باید یک مذاکره هسته‌ای زمان‌بندی‌شده باشد که بر مسائلی تمرکز کند که واقعا قابلیت راستی‌آزمایی دارند: غنی‌سازی، ذخایر اورانیوم، سانتریفیوژها، بازرسی‌ها و نظارت.

ایران باید محدودیت‌های قابل اندازه‌گیری و نظارت بین‌المللی تقویت‌شده را بپذیرد. در مقابل، ایالات متحده باید کاهش تحریم‌هایی مشخص و قابل بازگشت را ارائه کند که مستقیما به پایبندی ایران به تعهداتش مرتبط باشد.

سایر اختلافات نباید نادیده گرفته شوند، اما نباید اجازه داد این مسائل دستیابی به یک توافق هسته‌ای را ناممکن کنند. توانمندی‌های موشکی، امنیت دریایی و تنش‌های منطقه‌ای می‌توانند پس از ایجاد یک پایه باثبات‌تر از طریق پیشرفت در پرونده هسته‌ای، در مسیرهای موازی مذاکره شوند.

توافق نهایی همچنین به راستی‌آزمایی قوی‌تر، تعیین پیامدهای از پیش مشخص برای نقض‌های جدی و سازوکاری برای حل اختلافات نیاز دارد؛ سازوکاری که مانع شود هر اختلافی به دور تازه‌ای از تشدید نظامی منجر شود.

یادداشت تفاهم آمریکا و ایران در ژوئن، هم ظرفیت‌ها و هم محدودیت‌های یک رویکرد موقت را نشان داد. این یادداشت یک دوره مذاکره ۶۰ روزه و قابل تمدید ایجاد کرد و کاهش تنش را به گفت‌وگو درباره برنامه هسته‌ای، تحریم‌ها و هرمز مرتبط ساخت. با این حال، اختلاف بر سر ترتیب اقدامات و نحوه اجرای آنها مانع شد این فرصت به یک توافق پایدار تبدیل شود.

درس این تجربه آن نیست که دیپلماسی شکست خورده است؛ بلکه این است که توافق بعدی به تعهدات روشن‌تر و ساختاری نیاز دارد که بتواند در برابر شوک‌های سیاسی دوام بیاورد.

چنین رویکردی از منظر منطقه‌ای نیز قابل دفاع است. ۶ ماه درگیری نشان داده است که تقابل با ایران با چه سرعتی می‌تواند از موضوع هسته‌ای فراتر برود. اختلال در تنگه هرمز بر بازارهای جهانی انرژی تاثیر گذاشته، درگیری‌ها بیش از گذشته با تحولات یمن و دریای سرخ تلاقی پیدا کرده و دولت‌های خلیج فارس بارها به دنبال سازوکارهای دیپلماتیک برای جلوگیری از دائمی شدن تشدید تنش بوده‌اند.

برای واشنگتن، ادامه جنگ یک هزینه راهبردی دیگر نیز دارد. ایران تنها چالش پیش روی ایالات متحده نیست. رقابت با چین، روابط با روسیه، تعهدات آمریکا در قبال متحدان، رقابت فناورانه و فشارهای اقتصادی داخلی، همگی بر سر منابع محدود نظامی و توجه سیاسی واشنگتن رقابت می‌کنند.

در اینجا استدلال «اول آمریکا»ی ترامپ نیز اهمیت پیدا می‌کند. اگر دولت آمریکا بتواند محدودیت‌های هسته‌ای قابل اجرا و قابل راستی‌آزمایی را به دست آورد و همزمان بازدارندگی خود را حفظ کند، پایان دادن به تقابل از طریق مذاکره به معنای عقب‌نشینی از قدرت آمریکا نخواهد بود؛ بلکه تلاشی برای استفاده کارآمدتر از این قدرت است.

ملاحظات اقتصادی نیز همین نتیجه را تقویت می‌کند. با تشدید حملات به کشتیرانی و زیرساخت‌های انرژی منطقه، بهای نفت برنت بار دیگر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرده است. توافق هسته‌ای همه مناقشات خاورمیانه را حل نخواهد کرد، اما کاهش تنش میان آمریکا و ایران یکی از بزرگترین منابع عدم اطمینان موثر بر بازارهای انرژی، کشتیرانی و ثبات منطقه‌ای را حذف خواهد کرد.

ترامپ مدت‌هاست خود را رئیس‌جمهوری معرفی کرده که می‌تواند توافق‌های بهتری از روسای‌جمهور پیشین به دست آورد. ایران اکنون آزمونی برای این ادعاست. یک توافق پایدار به تسلیم ایران نیاز ندارد؛ بلکه به محدودیت‌های قابل راستی‌آزمایی نیاز دارد که منافع آمریکا را تامین کند، برای نقض‌های جدی پیامدهای معتبر در نظر بگیرد و یک نقطه پایان سیاسی ایجاد کند که هزینه آن کمتر از جنگی نامحدود باشد.

فشار حداکثری تاکنون توانایی واشنگتن برای تحمیل هزینه بر ایران را نشان داده است. آزمون مهمتر اکنون این است که آیا این هزینه‌ها می‌توانند به اهرم حداکثری تبدیل شوند و آیا این اهرم حداکثری می‌تواند به توافقی منجر شود که از دور بعدی حملات نیز دوام بیاورد.

کد خبر 1068399

  • فوری؛ تنگه باز نمی‌شود | ۷شرط ایران به آمریکا ابلاغ شد | جزئیات تفاهم نهایی تهران و اعراب

  • خبر فوری رسانه عربی از عراقچی درباره توافق با عمان؛ تنگه هرمز باز می‌شود؟

  • نتیجه اولین گفت‌وگوی پزشکیان با ولیعهد ابوظبی | توافق کردیم که …

  • رایزنی‌های فشرده عراقچی+ تصاویر و جزئیات؛ از چین و برزیل تا مصر

  • شکست اراده ترامپ در برابر جبهه مقاومت

  • اگر به دستور آمریکا عمل کنیم، ایران ما را عبرت جهان می کند

  • درخواست پرسپولیسی ها به زبان عربی علیه استقلال؛ پیام ویژه به السد + عکس

  • فرمانده عالیرتبه سپاه خبر داد؛ اقدام بزرگ ۲۷ شهریور رقم می خورد | ملت ایران تا انتقام نگیرد دست از سر دشمن بر نمی‌دارد

  • لاله مرزبان و ریما رامین فر در جشنواره فیلم ونیز | تصاویر

  • واکنش ظریف به پیشنهاد چین برای میانجیگری میان ایران و آمریکا

  • جنگ به قلب اروپا رسید؛ قطار حامل مقامات اروپایی در نزدیکی مرز لهستان هدف حمله پهپادی قرار گرفت + فیلم

  • فوری؛ طارق صالح فرار کرد+ عکس | او اکنون کجاست؟

  • فرمانده عالیرتبه سپاه خبر داد؛ اقدام بزرگ ۲۷ شهریور رقم می خورد | ملت ایران تا انتقام نگیرد دست از سر دشمن بر نمی‌دارد

  • ساعاتی پیش ترامپ باز هم تکرار کرد؛ تنها مشتری امروز تنگه هرمز مشخص شد

  • جنگ به قلب اروپا رسید؛ قطار حامل مقامات اروپایی در نزدیکی مرز لهستان هدف حمله پهپادی قرار گرفت + فیلم

  • امروز؛ مذاکرات ایران و ۶ کشور عربی| شانس موفقیت هست | چرا این ۲ کشور دعوت نشدند؟

  • حرکت جالب حردانی روی صورت سهراب در عراق + عکس

  • لاله مرزبان و ریما رامین فر در جشنواره فیلم ونیز | تصاویر

  • تصاویری از خانواده داودنژاد در مراسم بزرگداشت علیرضا داودنژاد

  • فوری | سنگین وزن کشتی ایران به کما رفت

  • مصوبه جدید درباره کمک های رفاهی دولت به کارمندان

  • جولان کرونای جدید در کشور | خطر ابتلای همزمان به کووید و آنفلوآنزا | ۴ علامت خطرناک و هشداردهنده

  • ترامپ دوباره برای پایان جنگ با ایران زمان تعیین کرد

  • ترامپ: شاید از جنگ ایران خارج نشویم و نفت را برای خودمان نگه داریم!